اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )

187

سفرنامه اوليويه ( فارسى )

نيز آن را ديديم . در شمال ايران موجود است و بهترين آن در فراه و قندهار به عمل آيد . مقدار وافرى از آن در ايران به مصرف خود مملكت مىرسد و يكى از فصول مهم تجارت هندوستان هم هست . در تجارت ريشهء ديگرى نيز ديديم كه از جنس اشجار به‌نظر آمد . از آن نيز رنگى شبيه به روناس گيرند ، ولى پستتر از آن است . ج . نيشكر نيشكر را در مازندران به عمل آورند و از آن شكر استخراج كنند . امّا هنوز علم تصفيه آن را ندارند . شكرى كه به‌دست مىآورند ، سرخ رنگ است و اين فقره‌ها يك روزى معمول است كه در ايران اهميت گيرد . خاصه كه شكر ينگى دنيا به همين قسمى كه هست ، پايدار بماند . دولت روس به سبب منافع خود ، ايران را در آموختن تصفيهء آن بسيار تحريص مىكند و در زراعت آن ترغيبها . چ . ترنجبين در بلاد حارّهء ايران و عربستان ، در آخر تابستان در روى غالب گياهان ، شيره‌اى منجمد مىشود كه ترنجبين نامند . در بعضى از امراض استعمال كنند و در تمامى دكانهاى عطارى به هم مىرسد . در آخر تابستان تا مدّت يك ماه در تمامى ساعات روز از اين شيره مىگيرند . قسمتى ديگر نيز هست كه از شمال خراسان آورند . همچنان از بلاد تاتارستان نيز استخراج كنند . امّا نفهميديم كه در روى چه درختى حاصل مىشود كه شير خشت نامند . شيرهء ديگرى هم هست كه مىخورند . چنان كه در فصلى از موصل سخن گفتيم . از آن نيز ذكرى كرديم . آن در روى برگ درختى منجمد مىشود كه ما آن درخت را نديديم . پيش از طلوع آفتاب بايد بگيرند ، والّا حرارت آفتاب ، آبش كرده ، چيزى به‌دست نيايد . ح . موميايى موميايى مادهء سياه مايعى است كه بوى خوش دارد ، و به مقدار قليلى از يكى از كوههاى كرمان بيرون آيد . همچنان از لارستان و خراسان نيز آورند ، كه پستتر از اولى باشد . اين موميايى در جزء امتعهء تجارتى نيست ، زيرا تمامى آنچه از معدن بيرون آورند ، مال پادشاه شود . اگر شاه ايران خواسته باشد به كسى هديه كند ، [ او ] معدن را در كمال مراقبت و اهتمام حفظ مىنمايد . بيش از سالى يك بار ، به آن دست نزنند . ايرانيان را اعتقاد بر اين ماده باشد . گويند در يك شبانه‌روز هر قسم زخمى كه باشد ، با ماليدن آن صحت پذيرد . در اين سخن بسيار اغراق است .